ترانه‌ها
بلوتوث
پیامک
English
صفحه اصلی
درباره ما و شما
گفتگوها
دیدار‌ها
یادداشت‌ها
اخبار
همایش‌ها
ویدیو
 





 
 

موج سوم، پویش دعوت از خاتمی
کد نمایش بنر کوچک


کد زیر را در هدر سایت یا وبلاگ خود قرار دهید

پیوندها

 
RSS    

سیدابراهیم نبوی
نامه را برای کسی می‌نویسند. و من گفتم این نامه را برای احمدی‌نژاد می‌نویسم، [...] اما نتوانستم، که کلمه را حرمت چنان است که وقتی می‌توانی بارانش کنی و جمله جمله مهر بباری، سنگ چرا بشوی و خشم چرا بگویی؟

گفتم نامه را برای خاتمی می‌نویسم، همو که هشت سال امید و هشت سال شور و هشت سال آزادی را به او مدیونم و چنانش دوست می‌دارم که می‌توانم کلمه را باران کنم، دانه دانه، ببارم نرم نرم و بگویم که تمام آن سال‌ها را به روز باید کنند و تمام آن روزها را باید ساعت ساعت بشمارند و تمام آن ساعات را دقیقه دقیقه باید بگذرانند تا بدانند ما چه لحظه‌هایی را در روزگار تو گذراندیم. اما باران نمی‌شوم و چنین نمی‌بارم، چراکه اگر چه او را دوست می‌دارم و حرمتش می‌گذارم، اما آنچه می‌کنم برای او نیست. می‌خواهم خاتمی بیاید، اما نه به‌خاطر آن‌که او را دوست می‌دارم، و نه به‌خاطر آن‌که می‌خواهم بیاید تا از شر نکبت موجود [...] راحت شویم، نه، خاتمی را برای خودمان دوست می‌دارم.

اصلا خاتمی مهم نیست، احمدی‌نژاد هم مهم نیست، این "ما" هستیم که موضوع اصلی زندگی هستیم. نامه‌ام را برای "ما" می‌نویسم. "ما" می‌خواهیم که احمدی‌نژاد برود و چنان می‌کنیم که برود و "ما" می‌خواهیم خاتمی بیاید و چنان می‌کنیم که بیاید. ما می‌خواهیم، چون سرنوشت ما و سرنوشت میهن ما و سرنوشت زندگی ما و سرنوشت فرزندان ما را در این روزها رقم می‌زنند. ما می‌خواهیم و می‌کنیم و می‌توانیم و هستیم و تا آخرین لحظه‌ای که به آنچه می‌خواهیم نرسیده‌ایم، نخواهیم ایستاد. ما می‌خواهیم.

"ما" تصمیم گرفته‌ایم که سرنوشت‌مان را تغییر بدهیم. ممکن است صد و بیست روز دیگر، به راست یا دروغ، بگویند که نگذاشتند یا نتوانستیم کاری که می‌خواهیم بکنیم. بی‌تردید رنج خواهیم کشید، اما حداقل می‌دانیم که هر آنچه از دست و زبان‌مان می‌آمد کردیم و نتوانستیم. دیگر از آینه خجالت نمی‌کشیدیم که چرا می‌توانستی و نکردی؟ چرا روزی که باید تا صبح می‌نوشتی تا مردم را به خیابان بکشانی ننوشتی و خوابیدی؟ چرا روزی که باید از صبح تا شب در خیابان می‌رفتی تا برای مردم بگویی این نکبتی که در آن زندگی می‌کنند حقیر و زشت است و حق آنان بزرگ‌تر از این است، نرفتی و در خانه ماندی و از قطار سرنوشت جا ماندی؟ ما به آینه نگاه می‌کنیم و با خودمان عهد می‌کنیم تا هر آن‌چه از دست‌مان می‌آید بکنیم. ما تصمیم گرفته‌ایم سرنوشت‌مان را تغییر بدهیم.

"ما" می‌دانیم که اگر همه‌مان به خیابان بیاییم، اگر همه‌مان سرنوشت‌مان را بنویسیم، اگر همه‌مان با صدای بلند از حق‌مان، از سرنوشت‌مان، از نظرمان و از زندگی‌مان دفاع کنیم، دیگر سیاه‌جامگانی [...] که پول می‌گیرند تا به نفع پادگان‌ها رای بدهند، نخواهند توانست نعره بکشند که صندوق‌ها از آن آنان است. ما حق داریم و می‌خواهیم از حق‌مان استفاده کنیم. برادر من! خواهر من! دوست من! در انتخابات قبل، یا در همین هفته قبل، به تو گفتم که چون تو تحریم کردی چنین بلایی سر ما آمد. دیگر این را تکرار نمی‌کنم، این تقصیر تو نبود، تقصیر از ناتوانی ما بود که نتوانستیم "ما" را به خیابان بیاوریم. اگر ملت آمده بودند، هیچ کسی نمی‌توانست صندلی ریاست جمهور ملت را از ما بدزدد و کرسی‌های مجلس را از ما بدزدد، تقصیر تو نبود، تقصیر "ما" بود.

برادر من! خواهر من! تقصیر تو نیست که نمی‌خواهی به خاتمی اعتماد کنی، این حق توست. تقصیر تو نیست که فکر می‌کنی خاتمی برای تو کاری نکرد، تو حق داری این چنین فکر کنی. من نمی‌خواهم این حق را از تو بگیرم و تو را مجبور کنم چنان کنی که من می‌خواهم. نمی‌خواهم تو را متهم کنم که مقصر نکبتی هستی که بر سرمان آمده است. ما اگر ایستاده بودیم، اگر ایمان داشتیم، اگر زحمت کشیده بودیم، اگر با چنگ و دندان از حق‌مان دفاع کرده بودیم، مجبور نبودیم تو را متهم کنیم و حالا چهار سال سیاه را به بطالت و سیاهی تلف نمی‌کردیم. تقصیر از تو نبود، تقصیر از "ما" بود.

"ما" گروهی بیشماریم، ما آن‌هایی هستیم که اصلاحات را به حکومت تحمیل کردیم، و وقتی تردید کردیم و سست شدیم، دولت و قدرت را از دست‌مان درآوردند. ما دولت را می‌خواهیم چون دولت حق ملت است و ما ملتیم. ما قدرت را می‌خواهیم، چون ملت شایسته‌ترین مالک برای قدرت است و ما ملتیم. ما ثروت ملی‌مان را می‌خواهیم چون ثروت ملی متعلق به مردم است و ما همه این چیزها را با آمدن به خیابان از شما می‌گیریم، روز 22 خرداد ما هستیم و شما.

دوستان ساده‌ای دارم من، بعضی‌شان فکر می‌کنند اگر رای ندهند، حکومت مشروعیت‌اش را از دست می دهد، آن‌ها سال‌هاست رای نمی‌دهند و باز هم حکومت [...] توی سر ما و آن‌ها می‌زند و آن‌ها دل‌شان به این خوش است که شناسنامه‌شان پیردخترباکره‌ای است که می‌توانند سال‌ها بعد به شاهزاده‌ای یا رفیقی یا ژنرالی یا قهرمانی بفروشندش.

هر بار در هر انتخاب سعی می‌کردیم آنان را قانع کنیم تا بیایند و رای بدهند، اما امروز وقت ما ارزشمندتر از آن است که با دوستان تحریمی تلف‌اش کنیم. ما باید تمام خواب‌ماندگان را بیدار کنیم، کسانی که ماشین پیدا نمی‌کنند به سر صندوق‌ها برسانیم، به کسانی که گوش‌شان نمی‌شنود خبر انتخابات را بدهیم، آن‌هایی که دودل هستند از تردید بیرون بیاوریم، آن‌هایی که سووال دارند قانع کنیم، آن‌هایی که خواب‌شان برده است بیدار کنیم، اما ما وقتی نداریم که برای کسانی که خودشان را به خواب می‌زنند صرف کنیم. ما کار داریم، صد روز وقت داریم و باید صد روز این ما را جمع کنیم و برای خاتمی تبلیغ کنیم تا "ما" پیروز انتخابات باشد.

عمویی دارم پیر، او فکر می‌کند وقتی حواسش نبوده انقلابش را دزدیده‌اند، او سال‌هاست به کالیفرنیا رفته است، او نمی‌خواهد به خاتمی رای بدهد، او منتظر است احمدی‌نژاد آن‌قدر کشور را نابود کند تا مردم بیدار بشوند [...] تا او برگردد و آن را دوباره بسازد. او تحمل هوای دودآلود تهران را ندارد، او تحمل ندارد کسی سر نوه‌اش حجاب بگذارد، او دوست ندارد کسی را با ریش ببیند، او ایران را می‌خواهد به همان سی سال قبل برگرداند و منتظر است ساعت‌ها به عقب بروند تا او به گذشته برگردد. او حاضر نیست یک قدم هم از خواسته‌های خودش کوتاه بیاید.

عموجان! اسماعیل عزیز! دکتر! هادی جان! رفیق قدیمی! ما تو را دوست داریم، به تو احترام می‌گذاریم. می‌دانیم که وقتی می‌رفتی اصلا فکرش را هم نمی‌کردی که سی سال بمانی، اما ماندی، کم کم به آن آب و هوا عادت کردی، کم کم به دموکراسی و آزادی معتاد شدی و حالا نمی‌توانی یک قدم هم کوتاه بیایی، اگر اینجا بیایی یک هفته نشده مریض می‌شوی. ما می‌دانیم موضوع رای ندادن در انتخابات برای مبارزات آخر هفته تو حیثیتی است، اما رای دادن برای هر روز ما زندگی است.

ما در این سی سال به هوای مسموم تهران عادت کردیم و دیگر وقتی سرب وارد ریه‌مان می‌شود سرفه نمی‌زنیم، ما هوای آلوده دوست نداریم، اما یک نفر باید بماند تا این هوای آلوده و این وضع ناگوار را درست کند. ما مانده‌ایم تا ایران را درست کنیم، [...] ما به‌سختی از فیلترها عبور می‌کنیم تا بتوانیم خبرها را به مردم برسانیم، تا بتوانیم یک فضا برای نفس کشیدن و یک پنجره برای بودن بسازیم. ما به سانسور عادت کردیم، نه به‌خاطر این‌که سانسور را دوست داریم، به‌خاطر این‌که در اینجا وقتی کتاب می‌نویسی ده هزار نفر آن را می‌خوانند، ما می‌خواهیم در همین جا تا می‌توانیم کتاب چاپ کنیم. ماندن در ایران برای ما یک اجبار نیست، بلکه عشق است، ماندن در ایران برای ما یک انتخاب نیست، بلکه تنها راه نجات میهن است. ماندن در ایران و تغییر ایران به آن صورت که "ما" می‌خواهیم، حق ماست. ما این حق را روز 22 خرداد می‌گیریم.

عموجان! امیدوارم به‌زودی شرایط کشور چنان شود که حتی تو هم بتوانی تاب تهران را بیاوری و حتی شده است برای چند روز برگردی، اما اگر نمی‌خواهی اینجا زندگی کنی و نمی‌توانی اینجا را تحمل کنی، نگو که برای مراد سیاسی تو [...] باید کشور هم نابود شود. کشور یعنی ما، و ایران یعنی سرزمینی که ما در آن نفس می‌کشیم. ما همین کشور را دوست داریم، ما می‌خواهیم دموکراسی را به سرزمینی بیاوریم که مردمش فارسی حرف می‌زنند، [...] ما می‌خواهیم در دکه روزنامه‌فروشی میدان گل‌ها دویست روزنامه را با خط قشنگ فارسی ببینیم، [...] ما سی سال است که تلاش می‌کنیم تا روزنی باز کنیم، به ما نگو که بی‌فایده است، ما مجبوریم. این را بفهم!

"ما" از احمدی نژاد بدمان می‌آید، نه به‌خاطر این‌که با او دشمن هستیم، نه، از او بدمان می‌آید به‌خاطر این‌که او کوتاه‌فکرتر از مردم ماست، او کم‌سوادتر از متوسط ایرانیان است، او ناتوان است، او زندگی خطرناکی برای ما درست کرده. ممکن است بگویند لایق هر ملت حاکمی است که دارد، این درست و دقیقا به همین دلیل ما نمی‌خواهیم شبیه احمدی‌نژاد باشیم. برای همین است که می‌خواهیم او برود، ما نمی‌خواهیم هر روز بگویند رئیس جمهور ما احمدی‌نژاد است، ما نمی‌خواهیم ما را مسخره کنند، ما نمی‌خواهیم سرافکنده باشیم، ما می‌خواهیم سرمان را بلند کنیم و وقتی رئیس جمهورمان از صلح و آشتی و آزادی و عدالت حرف می‌زند، با لذت به چهره‌اش نگاه کنیم و با غرور نگاهش کنیم و در دل‌مان افتخار کنیم که او را انتخاب کردیم. ما می‌دانیم که روزی که تلویزیون‌ها و رسانه‌های جهان خبر شکست احمدی‌نژاد را بدهند، جهان با انگشت ملت بزرگ ایران را نشان خواهد داد و ما غرق در افتخار و بزرگی خواهیم شد. ما می‌خواهیم بزرگ باشیم.

ما می‌خواهیم به خاتمی رای بدهیم. نه به‌خاطر این‌که دوستش داریم، مطمئنا اگر کسی بهتر از او بود، به او رای می‌دادیم، به‌خاطر این‌که می خواهیم سرزمین‌مان را نجات دهیم. "ما" بیش از آن که خاتمی را بخواهیم، پیروزی‌مان را می‌خواهیم. روزی که خبر انتخاب احمدی‌نژاد داده شد، یک ملت مردد و بی‌فکر و یک مشت سیاستمدار بی‌برنامه [...] شکست خورده بود. سه سال و هفت ماه و بیست و شش روز است که ننگ این شکست بر پیشانی ماست، "ما" برای حفظ شخصیت ملت‌مان، برای نمایش توانایی ملت‌مان، برای نشان دادن دانایی و توانایی‌مان نیاز به پیروزی داریم و خاتمی راهی به سوی پیروزی ماست.

"ما" می‌خواهیم پیروز شویم، ما باید با تمام نیرو و اراده به میدان بیاییم، ما برای جنگیدن و پیروزی می‌آییم، ما در این سی سال [...] هزاران کشف تازه کرده‌ایم و هزاران پیام تازه ساخته‌ایم، ما موسیقی مدرن و کتاب تحقیقی و سینمای نوین و گرافیک ایرانی و بستنی کاله و ماشین سمند و فرهنگسرای بهمن و موشک شهاب و انرژی هسته‌ای و هزاران کارخانه و جاده و میلیون‌ها کتاب و جنبش زنان و جنبش مطبوعات و جنبش اصلاحات و اندیشه ایرانی تولید کرده‌ایم. این‌ها را دولت نساخته است، این‌ها محصول فکر و اندیشه و تلاش ما در سال‌های پس از انقلاب است، ما می‌خواهیم تمام این‌ها را حفظ کنیم و چیزهای تازه‌ای را به آن بیفزاییم، ما برای حفظ آنچه ساخته‌ایم می‌جنگیم. خاتمی یکی از ساخته‌های ماست. خاتمی محصول اندیشه و خواست ما بود و حالا هم تجلی اراده ماست، مهم ما هستیم، ما. همان مایی که روز 22 خرداد پیروز میدان جنگ امروز و دیروز می‌شود.

منبع: دوم دام دات کام

 

در ساعت روز
ابراهیم نبوی همیشه از بهترین طنز نویسان سیاسی ایران بوده و هست . او هم از زندگی در لندن خسته شده و ما هم از زندگی در سایه دولت نهم ! پس همه با هم در 22 خردادماه 88 با رای خود به سید محمد خاتمی ، ایران را دگرگون می کنیم . به امید برقراری دموکراسی واقعی در میهن پاکمان ایران ! حق یارتان !

 

در ساعت روز
ایول حال کردم مشتی نوشتی ولی ما مشکلمان این است که خاتمی رای می اورد ولی رییس جمهور نمی شود

 

در ساعت روز
نا امید نمی شوی آقای نبوی ... احمدی نژاد تمام خواهد شد

 

در ساعت روز
ماندن در ایران برای ما یک اجبار نیست، بلکه عشق است، ماندن در ایران برای ما یک انتخاب نیست، بلکه تنها راه نجات میهن است. ماندن در ایران و تغییر ایران به آن صورت که "ما" می‌خواهیم، حق ماست. ما این حق را روز 22 خرداد می‌گیریم. "ما" برای حفظ شخصیت ملت‌مان، برای نمایش توانایی ملت‌مان، برای نشان دادن دانایی و توانایی‌مان نیاز به پیروزی داریم و خاتمی راهی به سوی پیروزی ماست. "ما" برای عدم تکرار تاریخ صد ساله مان باید خاتمی را و در حقیقت "ما" را یاری کنیم.

 

در ساعت روز
فارغ از هر زنده باد و مرده باد--- سر به راه مملکت باید نهاد. آقای نبوی خیلی مخلصیم.

 

در ساعت روز
با معنی و صاف و شیشه ی

 

در ساعت روز
احسنت! آقای نبوی خیلی عالی تصویر کردی! این از اون تصاویریه که هیچ شرحی لازم نداره! بدون شرح!

 

در ساعت روز
سلام... تو رو خدا یه برنامه ریزی و فکر مدون تری باید برای تبلیغات پشت آقای خاتمی باشه...ما اینجا گرد خویش میگردیم! چاره ای بیاندیشیم و برخیزیم

 

در ساعت روز
خدا اشک شوقت رو در بیاره که اشکم رو در آوردی و توی کافی نت ضایعم کردی !

 

در ساعت روز
سه سال و هفت ماه و بیست و شش روز است که ننگ این شکست بر پیشانی ماست، "ما" برای حفظ شخصیت ملت‌مان، برای نمایش توانایی ملت‌مان، برای نشان دادن دانایی و توانایی‌مان نیاز به پیروزی داریم و خاتمی راهی به سوی پیروزی ماست. تو شاهکاری مرد (ابراهیم نبوی)

 

در ساعت روز
برای اولین بار از خوندن یک متن ، جلوی اشکم رو نتونستم بگیرم. آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند. پیروزی نزدیک است...

 

در ساعت روز
سلام به همه همه با هم در 22/3/88 پیروز خواهیم شد

 

در ساعت روز
چه زیبا نوشتی و چه خوب از حرف دل ما پرده برداشتی ما که عاشقانه ایران آزاد را می خواهیم نه ایران خفته در گنداب عقب افتادگی و دینداری دروغین...نبوی عزیز من از یزد در تحسین قلم تو می نویسم...امروز احمدی نژاد قدوم ک...فش را بر خاک یزد گذاشت...و هزاران هزارن نادان فریب خورده یا نمی دانم در بند کشیده!!! ساعتها منتظر ورود این فرهیخته قرن!!! شدند و در حمایتش حنجره دریدند...نبوی عزیز بخدا بگو این مردم را چه می شود چرا با وجود فقر، فساد، فحشا، تورم، بیکاری، اعتیاد، دین فریبی و... همچنان کورند...چرا؟؟؟گرچه می دانم استانداری و فرمانداری با توزیع شام و نهار رایگان و وعده جوایز کلان با زور و سیاست این جمعیت را از ادارات دولتی و مدارس در امیر چخماق جمع نموده اما کجاست غیرت و تعصب ایرانی؟ کجاست حق خواهی؟؟ یعنی ایرانی تا این حد سست نهاد و ذلیل است که بتوان به این راحتی او را تحریک نمود؟؟ گاهی حالم از ایران امروز بهم می خورد...و برای نجات ایران نا امید می شوم...خدا بدادمان برسد...این مردم که فریب خوردگانی بیش نیستند.

 

در ساعت روز
من نميدونم - هرايراني نثر خوب و باحال و شوق را دوست دارد براي همين هم هست كه سخنراني با حال !! خوب سر شوقمان مياورد . منتها اوني كه بلده "مار" بنويسه با بهترين خط و خوش ترين سليقه در مقايسه با كسي كه شكل "مار"و !!!! ميكشه شكست ميخوره !! حيف عمر مارنگين نشد . موفق باشيد.

 

در ساعت روز
درود بر شما آقای نبوی عزیز.هم متن قبلی در حمایت از کاندیداتوری آقای خاتمی وهم این متن شماوپیامی که داده اید بسیار جالب وبه نظرم تاثیرگذار است. اگر همه ما به اندازه توانمان و خارج از خود خواهیهایمان قدمی برداریم وبه ایرانی آزاد وآباد فکر کنیم ,بی شک پیروزیم. آقای نبوی ,قطرات اشک من هم که بی اختیار جاری شد هدیه و نثار جوانه امیدی که شمایان با توانتان میتوانید آنرا بارور وبه سرانجام برسانید. یا حق.

 

در ساعت روز
تلاش باید کرد و خسته و نا امید نشد. ایران با تمام کاستی هایش متعلق به "ما" است و ما انرا اینگونه ساخته ایم. روزی دیر یا زود ملت ایران هم به رویاهایشان خواهند وشاید وظیفه ی ما این است که در این را قدمی برداریم و کمترین این قدم شرکت در انتخابات ورای دادن است. سرنوشت هر چی باشد به دست خودمان خواهد بود...

 

در ساعت روز
این متن جناب نبوی بار معنایی بسیار عمیقی دارد. امیدوارم که خوانندگان گرامی بدقت این متن را بخوانند و پیغام انرا دریابند که اگر چنین شد می توانیم به فرداهایی درخشان امید داشت.

 

در ساعت روز
نبوی عزیز سلام نمی دانم چرا در صدای آمریکا؟.....آن جا جز به سخره گرفتن وتخریب خاتمی کاری نمی کنند....بگذریم ... نوشته ات زیبا بود .کاری بود کارستان . 30 سال گذشت : 18سال اولش را نمی دانم چه طور گذشت .بد و خوب هر چه بود عمر 26 ساله ام به 44 سالگی رسیده بود ..در نمی دانم کجا و در چی ؟در بهت ،در سردرگمی ،در حسرت و در ....بعد از 2 خرداد 76 برایم زندگی تازه شروع شد ..شاه مرد ،امید زنده شد ،نفرت مرد ، عشق زاده شد ،پوچی و هیچی نابود شد، آرزو و آرمان خواهی تبلور یافت..همه چیز زیبا شد ، زیبا هم چون لبخند خاتمی .فرزندانم بالیدند به آن که ایرانی هستند و ایرانی ومسلمان بودن چه خوب است ، سر بلندی است وافتخار این شهد شیرینی اش را چه زود به شرنگ و تلخی داد .حالا 56 ساله ام زنی که دیگر تاب بدی و بهت و حسرت را ندارد ..می شود شبی بخوابم و صبحش باور کنم که 4 سال اخیر تنها یک کابوس بود و دوباره صبح هایم را با عشق و امید شروع کنم ...تا کی رسد شبی که با باور هایم برای همیشه و با لبخند دم فرو بندم ....

 

در ساعت روز
اقای نبوی حق با شماست ایران وطن ماست ولی ببینیم در انتخابات چه کسانی برای ایران تصمیم خواهند گرفت؟ چند درصد مردم ایران باسوادند؟ درست است که زیاد هستند ولی فقط خواندن و نوشتن بلدند بخشی از سواد هم به شعور انسان برمیگردد. ایا کسانی که تحریم کرده اند یا به قول شما خودشان را به خواب زده اند انسانهای با شعوری هستند؟ متاسفانه میبینیم کسانی انتخابات را تحریم کرده اند که ادعای روشنفکری و شعور بالا و چه و چه و چه دارند ولی شعور انها با یک دهاتی دور افتاده که از همه چیز بی خبر است و به ظاهر افراد رای میدهد چه تفاوتی دارد؟ به ان دهاتی نمی توان ایراد گرفت چون در محیطی بزرگ شده که هیچ ارتباطی با جایی ندارد ولی بهانه این روشنفکران کندذهن چیست؟ من نه تنها در این دوره به خاتمی رای میدهم در انتخابات مجلس نیز که تمام اصلاح طلبان حرزه ما رد صلاحیت شدند به یک میانه رو رای دادم(هرچند انتخاب نشد) چون کسی که رای ندهد حق اعتراض ندارد.

 

در ساعت روز
حرف دل "ما" راچه زیبا گفتی. اندکی صبــر سحــر نزدیک است.

 

در ساعت روز
ممنون از آقای نبوی برای نوشتن اين متن زيبا.به اميد ايرانی آزاد

 

در ساعت روز
ما برای خاک ایران خون دلها خورده ایم رنج دوران برده ایم . ایران وطن ماست . ما هستیم و میخواهیم باشیم و نمیگذاریم دجالان این خاک پاک را و این مردم شایسته را بیش از این خوار و خفیف کنند. کاش میشد این بخش از نامه سید را با خط درشت در ورودی صفحه موج سوم نوشت"ما" می‌خواهیم پیروز شویم، ما باید با تمام نیرو و اراده به میدان بیاییم، ما برای جنگیدن و پیروزی می‌آییم، ما در این سی سال [...] هزاران کشف تازه کرده‌ایم و هزاران پیام تازه ساخته‌ایم، ما موسیقی مدرن و کتاب تحقیقی و سینمای نوین و گرافیک ایرانی و بستنی کاله و ماشین سمند و فرهنگسرای بهمن و موشک شهاب و انرژی هسته‌ای و هزاران کارخانه و جاده و میلیون‌ها کتاب و جنبش زنان و جنبش مطبوعات و جنبش اصلاحات و اندیشه ایرانی تولید کرده‌ایم. این‌ها را دولت نساخته است، این‌ها محصول فکر و اندیشه و تلاش ما در سال‌های پس از انقلاب است، ما می‌خواهیم تمام این‌ها را حفظ کنیم و چیزهای تازه‌ای را به آن بیفزاییم، ما برای حفظ آنچه ساخته‌ایم می‌جنگیم. خاتمی یکی از ساخته‌های ماست. خاتمی محصول اندیشه و خواست ما بود و حالا هم تجلی اراده ماست، مهم ما هستیم، ما. همان مایی که روز 22 خرداد پیروز میدان جنگ امروز و دیروز می‌شود. خاتمی ما می آییم و بتو رای میدهیم و از تو انتظار داریم . تو نماد تغییر و اصلاح هستی ژیروزی تو بیانگر اراده ملت و خواست مردم است. ما هستیم و به خاتمی رای میدهیم.

 

در ساعت روز
سلام اقای نبوی مثل همیشه قلمتان طلاست.خیلی موافقم!////فقط می خواستم به افرادی که رای نمی دهند بگویم من هم یکی از انها بودم ولی دیگر نیستم .ما باید همه به صندوق رای برویم واز کاغذ رای مان استفاده کنیم و گرنه ان را می کنند نیزه ای و در تن خودمان و کشورمان فرو می برند.همین چماق ها که در این 3 سال هر روز تجربه کردیم همان کاغذ های رای مان بود که سقید گذاشتیم و انها اسم احمدی نژاد را روی انها نوشتند و بعد شد چماق و نیزه و خورد توی سرمان و رفت توی تن مان!پس دیگر افتخار نکنید که:" من از اول انقلاب رای ندادم و شناسنامه ام سفید سفید هست.باور کنیم که این سفیدی کفن خودمان و عزیزمان و سرزمین مان هست...این را من بار قبل به وضوح فهمیدم و دلم می خواهد این حرفم را انعکاس بدهید تا هر کسی رای نمی دهد و یا تحریم کرده،بداند....اگر ما کاغذ رای مان را استفده کنیم انها نمی توانند به این اسانی تقلب کنند.بار قبل همه ما در شهرهای بزرگ که رای ندادیم فقط به انها این شانس را دادیم که بدبختمان کنند.انها همین را می خواهند....دیگر اینکه خودمان دلمان برای خودمان بسوزد و نه اینکه بگذاریم عده ای در شبکه های تلویزیونی ماهواره ای از خارج برای ما نسخه بپیچند که رای ندهیدوتحریم کنید .انها یا دوست نادان هستند یا دشمن که در هر حال هر دو یکی هست و این 3 سال جهنمی را مدیون انها هستیم.هیچکسی از ما با خودمان دوست تر نیست و هیچ کس رنجی که ما تا حالا کشیدیم و خواهیم کشید را نکشیده و نخواهد کشید.پس کمی به خودمان بیاییم و دلمان به حال خودمان بسوزد.خواهش می کنم این بار را حتما بروید و رای بدهید.دیگر چیزی برای از دست دادن نمانده پس بیاید عاقل باشیم .

 

در ساعت روز
من یک فیلمساز هستم... در این سه سال چنان ضربه ای خوردم که شاید کسی مثل من و در کار من زمین نخورده باشد..به غیر از استادم مهر جویی بزرگ .انشالله وقتی تحقق یافت از خدا می خوام که تمام درد و رنجی که کشیده ام را به فلان و خانواده اش برگرداند که ما را این چنین معلق و معکوس کرد و خدا انشالله در همین جهان جوابش را دهد و من او را حواله می دهم به خانم فاطمه الزهرا (س) و امسال او را .... به یاد آزادی و آزادگی چنان که امام حسین (ع) و یارانش خواستند.یا علی مدد

 

در ساعت روز
اشکمون رو درآوردی. ما با همین قطرات اشکمون ایران رو میسازیم ما آینده رو میسازیم و ما سرنوشتی رو که دولت نهم برای ما رقم زده عوض میکنیم. ما 22 خرداد به همه جهان نشان میدهیم که ایران,عشق و ما شدن یعنی چه. ما دست در دست هم دهیم به مهر,میهن خویش را کنیم آباد

 

در ساعت روز
آفرین بر قلم گیرا و توانمند استاد ابراهیم نبوی باد که جه زیبا و آینه وار ترسیم کرده آیینه ی تمام نمای امروز ما ایرانیان را ... به امید صبح پیروزی الیس الصبح بقریب ؟؟!

 

در ساعت روز
او خواهد آمد و در دستانش گل خواهد داشت و باغچه هایمان را با گل های او خواهیم کاشت .. سبز خواهد شد می دانم . تنها کافی ست که بکاریم .

 

در ساعت روز
خوبی آقای خاتمی اینه که... هنوز خوبه

 

در ساعت روز
اینجا کشور توست و همه رقبا و نیروهای متضاد با هم نیز از هواداران و دوستداران بی گناه تو هستند. بیا چند روزی در کانون آرزوها و آرمانهای مشترک ما زندگی کن. می دونم که شادی ت فقط برای دلخوشی منه. اما غمگین نیز مباش. اونا کور و کر بوده ن و شعور و فرهنگشون در همون حد بود. عادل تر بوده و به همه خونه هات نگاه کن. اونجا حتی حق صاحب خونه بودنت هم اونچنانکه باید و شاید شناخته و تعریف نشده بود. اون جوامع ناشکر و غافل رو فراموش کن. خیلی جاها منتظر اومدن تو هستن. من دعاگوی همه شکلها فرمها و چهره های خونه هستم و نه فقط دعاگوی چهره ایرانی اسلامی و زمینی خونه اون هم از نوع قرن بیست و یکمیش! من دعاگوی همه خونه های تو در کاینات هستم و نه فقط دعاگوی شکل ایرانی اسلامی و زمینی خونه تو تو برای اون جامعه حیفی و اگه سطح نجات از حداقل کافی یعنی مبری بودن از شرک نیز مبتذل تر باشه اون نجات به درد جامعه و اون جامعه به درد تو نمی خوره. خدایا فریاد خشمت رو از این جامعه خشونت طلب و فریاد خواه دریغ مکن. کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست! شاید دیگه هیچ وقت همدیگر رو نبینیم! و این همان ریسک است که من همیشه از آن می ترسم و همیشه با رعایت حرمت آزادی استقلال و طراوت تو بر این ترس غلبه می کنم. صدایم کن که هنوز هم از حال و حوصله شنیدن صدای تو برخوردارم. امروز فریاد بزن که فردا دیر است برای رسیدن به اینجایی که من هستم از لحظه حال ابدی همین الآن همیشه. بیا که برای تو سخت دلتنگم! دوستت دارم.

 

در ساعت روز
ظرفیتهای همه ما باید بکار گرفته بشه تا با تکمیل نیروی هم و با کمک و همکاری هم به حداقلی از منافع فردی و جمعی مون برسیم و به سمت قدرت مطلق حرکت کنیم. ما باید به قدرت مطلق برسیم. هم در جنبه های فردی مستقل و آزاد و هم در جنبه های شریکی اجتماعی و توام با تعهد.انتخاب خاتمی یعنی حرکت در این مسیر. خارجی ها هم اگه همراهی و هماهنگی ما رو ببینن مجذوب دیپلماتیک تر و شکرگزارتر می شن و به بندگی فکر می کنن و نه به نگرانی هایی که می تونه خنده دار هم به نظر بیاد اما خطرناک به نظر میاد.

 

در ساعت روز
نوشته ی اقای نبوی احساسی است اما مطلقا اغراق امیز نیست. در مجله ای می خواستند از اقای خاتمی تعریف کنند اما اسمان و ریسمان را به هم بافته بودند درباره ی او مثل قدیس سخن گفته بودند.مراقب باشیم وقتی کسی را این گونه به عرش می بریم احتمال به فرش کشیدنش را هم افزوده ایم. امیدوارم از چهره های میانه رو و منطقی مانند ابراهیم نبوی درس بگیریم.

 

در ساعت روز
بله ما می توانیم و باید سرنوشتمان را تغییر بدهیم.

 

در ساعت روز
آرزو داشتم این مقاله روتمام ایرانی ها میخوندند

 

در ساعت روز
به تو نامه مینویسم ای عزیز رفته از دست / ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست . . . سلامی دوباره به خاتمی عزیز و روزهای خوش

 

در ساعت روز
باخوندنش اشک ریختم. باعث دلگرمی و افتخاره داشتن آدمایی مثل ابراهیم نبوی

 

در ساعت روز
"ما" هستيم،مي آييم، مي مانيم..و..ايراني ميسازيم "آباد"،"آزاد"،و"متفكر"..

 

در ساعت روز
ترس من از اینه که خاتمی ریس جمهور نشه اونوقت بیشتر دلمون میشکنه.انگار رای مارو به سخره گرفته باشن مثل وقتی که با کمال تعجب دیدیم دکتر موین رای نیوورد و احمدی نژاد رای اورد...

 

در ساعت روز
خوشبختانه حرف های شما از دیدگاه اکثریت ما منطقی و معقول است، اما مساله افراد با سطوح فکری پایین تر هم باید مطرح باشد که تحت تاثیر تبلیغات دروغین صدا و سیما واقعا فکر وی کنند ما در این سه جهار سال به اندازه هزلر سال پیشرفت کرده ایم، قدرتمند تر شده ایم و و با تورم منفی روبرو بوده ایم. امیدوارم بتوان این افراد را هم آگاه تر نمود و خدا کند در انتخابات اشتباهی در شمارش آرا رخ ندهد.

 

در ساعت روز
من امسال برای اولین بار میتونم رای بدم و با تمام وجود برای اومدن اقای خاتمی تلاش می کنم شاید که این آخرین باری باشه که بتونم برای زنده نگه داشتن ایران عزیز و بیمارم کاری بکنم امیدوارم هیچوقت مانند نزدیک ترین کسانم مجبور نباشم برای نفس کشیدن و آزادی, ایرانم را رها کنم و هر روز با چشمانی گریان به گذشته ی خوب و زیبا و آینده ی غریب و غمگینم نگاه کنم

 

در ساعت روز
ممنون از متنی که نوشتی ولی یادمان باشد که باید به او کمک کنیم نه فقط حرف بزنیم زیرا ملت ما انسانهای مظلومی هستند و هر چه بر سرشان بیاید دم نمیزنند و فریاد سر نمیدهند ولی اگر از هر کس سوال بپرسید از زندگی و مملکت خویش رضایت ندارد .چون همه چیز از قبل تایین شده و کاری به رای ملت ندارد.هر کس هم که رئیس جمهور آینده شود عروسک خیمه شب بازی بیش نیست و هرآنگونه که بخواهند میچرخوانندش.با امید به روزه که همه چیز برای ملت ایران آرزو نباشد بلکه قابل لمس و درک باشد.ما هم از افراد خوب و دلسوز بدمان نمیآید ولی اگر بتوانند افکار خویش را در راه کشور پیاده سازند و دستو بال آنها برای آبادانی باز باشد.با تشکر از شما جناب نبوی.

 

در ساعت روز
engar harchi to delam bood,to in aghale nevehste shode bood......sarboland bashid agahye Nabavi

 

در ساعت روز
آفرین به این قلم ,آفرین به این آگاهی , شرم بر آنان که این ملت را نادان , کور ,کر و در پیشگاه خداوند بدون در نظر گرفتن او عوام فریبی پیشه میکنند

 

در ساعت روز
از ابراهیم نبوی خواندن این مطلب آنقدر لذت بخش بود که حرفی برای گفتن نماند

 

در ساعت روز
ما هم هستيم، مي آييم، مي مانيم و ايراني را اباد و سربلند مي سازيم به همت آن سيد بزرگوار

 

در ساعت روز
وقتی آقای خاتمی در صحنه هستند من فقط خدا را در صحنه می بینم و آقای خاتمی نقش مانعی در راه خدارا ایفا نمی کنند. یعنی اصلا دیده نمی شوند . فقط مشغول عبادت بندگی و نوکری خدا در خلوت و مکلف به نقش آفرینی در جامعه هستند. حلاوتی که ایشان را در چه زنخدان است به کنه آن نرسد صد هزار فکر عمیق. به چیزی غیر این نیز نیازی ندارند. به افتخار نمایندگی قدرت متمرکز نیازی ندارند چون خودشان از این قدرتی که این جامعه ما در اختیار ایشان قرار می دهد برتر و افتخار آفرین تر هستند. زندگی هم چیزی نیست که ما به آقای خاتمی بدهیم و از این بابت منتی بر سر ایشان بگذاریم و ایشان را عاشق و بازیچه قدرت خویش فرض معرفی و اعلام کنیم! از روز بیستم بهمن که آقای خاتمی قدرت ما را صدا کرده اند احساس غرور می کنم. تمرکز به صبحانه ناهار شامی که آقای خاتمی می خورند نشان دهنده منحرف بودن ذهنها از هدف و مبتذل بودن خواست جامعه خواهد بود. مسوولیت نمایندگی هر لحظه با یکی است. شاید در لحظه بعد یکی دیگر از ما نظر خدا و حقیقت سفید را جلب کنیم و آقای خاتمی نیز یکی از اعضای پایین تر از سطح ما باشند و حتی یکی از اعضای فراتر از سطح ما نیز نباشند. و حقیقت سفید همان کانون کشف نشده اهداف مشترک همه اعضای جامعه است.و خدا نیز همان حقیقت مطلق و کشف نشدنی است. امروز آقای خاتمی گزینه اصلح برای ایفای نقش حقیقت واقعی در جامعه هستند و این خلا در این سطح مبتذل را در سطحی والا پر کرده اند. حسودی به آقای خاتمی صحیح نیست و موجب می شود فردا در مورد خود ما نیز حسادت وجود داشته باشد. حسادت اتحاد کشی که به اشتباه و بجای درمان دردهای جامعه انتخاب شود از ما دور باد. امین

 

در ساعت روز
رسوندن ما رو به جایی که برای ذره آزادی در دوران خاتمی اشک درون چشمانمان جمع می شود. با این ملت بزرگ چه کرده اند. پیروزی با خواست ماست

 

در ساعت روز
ممنون آقای نبوی... وجود خاتمی برای اصلاحات لازم است ولی هیچ وقت کافی نبود و نخواهد بود. مشکل اینجاست که وقتی آدمی مثل خاتمی آن بالاست دیگر هیچ کسی احساس مسئولیت نمیکند. مشکل اینجاست که مردم ما به یکدیگر رحم نمیکنند... سال 78 شروع و اتمام جریان اصلاحات فقط در روز رای گیری بود. امیدوارم اینبار اینطور نشود!

 

در ساعت روز
من از ما و شما هستیم بسیار بجا و درست ادا کردید آری این مائیم که باید بخواهیم و خواستن توانستن است و رأی خواهیم داد، زنده باشید اقای نبوی

 

در ساعت روز
باتشکر از آقای نبوی بایستی به عرض برسانم ما همیشه همینجوری فکر می کردیم آخریش هم انتخابات مجلس هشتم بود.ولی نتیجه چه شد؟ بایستی اندیشه و تفکر خود رااز طریق 200000 پویشگر به متن جامعه ببریم و در تمامی تعاملات خانوادگی و دوستانه مسئله انتخابات و اهمیت آن را بگونه ای مطرح کنیم که تمام افراد فقط در انتظار انتخابات و حضور در آن باشند . بایستی به جمع افراد کم سواد برویم و آگاهی رسانی را بسیار گسترده کنیم .که این آخرین را نجات کشور می باشد.و جلوگیری از سرنوشت افغانستان و عراق برای میهن عزیزمان ایران.

 

در ساعت روز
سلام خسته نباشید یه متن ادبی که با بی ادبی نوشته شده متنتون تحریک آمیز و بی مایه متاسفم که این رو میگم ولی با یه مشت بچه ی احساساتی به جایی نمیشه رسید توی این متن من چیزی جز تحریک ندیدم هر جایی یه قلمی می خواد این جا یه شب نشینی ادبی نیست من نمی دونم درست هست یا نه که به خاتمی رای بدیم فقط میدونم این متن راهنمای خوبی واسه یه آدم با فکر نیست فقط می تونه ادم های احساساتی و بی ثبات رو تحت تاثیر قرار بده تلاشی بیشتر از این نیازه البته خیلی ها که تلاششون قشنگ تر بوده فیلتر شدن امیدوارم مردم درست انتخاب کنند حالا اون درست احمدی نژاد یا خاتمی یا هر کسی می خواد باشه راستی چند نفری دیدم که به خاطر بعضی توهین هایی که به احمدی نژاد شده توی متن یا نظرات تصمیم گرفتن به اون رای بدن که رقابت کنن با شما در صورتی که قصد رای دادن نداشتن واسه اینه که میگم واسه آدمهای احساساتی خوبه

 

در ساعت روز
هر یک از ما بعنوان یک قطره از اقیانوس مردم در تلاشیم در جهت بهسازی محیط اچتماعی و سرزمینی ایران نقش آفرینی کنیم انتخاب نیرویی نزدیک به آرزوها و فابل تحقق! اقدامی بنیادی است بهمین دلیل من به خاتمی رای می دهم.

 

در ساعت روز
سلام ! ما ؟! من خودم این دوره از طرفداران خاتمی هستم خیلی ها رو هم سعی کردم متغاعد کنم ولی یه سوال !؟ چرا باید بکسی رای بدهم که موجب سرکوب دانشجویان شد ؟؟؟ چرا باید به کسی رای بدم که ضربات باتوم گارد ملی که به حکمی که این آقا امضا کرد پشت برادر من رو سیاه و داغون کرده اعتماد کنم !!؟

 

در ساعت روز
ای خدا، کاش روزی ما هم بفهمیم چقدر می توانیم در تعیین سرنوشتمان موثر باشیم. این چهار سال آنچنان روح ما را سیاه کرده که جست و خیز و شور و هیجانی که در تبلیغ برای خاتمی داشتیم از ذهنمان رفته است. چه عایدمان شد از این همه زشتی و سرافکندی سکوت که بقیه ای برایمان انتخاب کنند و عمری به ریشمان بخندند که حالا بروید دنبال گفتگوی تمدتان!!این همه بی احترامی ببینیم و فرار کنیم، کارگر پول رسانی اجنبی شویم. چرا؟ چون نمی توانیم درست انتخاب کنیم؟چه کسی منتظر ماست پشت مرزهای این کشور؟ اگر در مرز و بوم خودمان حقی نداریم پس کجا برویم که حق به ما بدهند.بیایید خرافات را بزداییم، ما خواستیم که بنشینیم احمری نژاد بیاید همان طور که خواستیم خاتمی بیاید.اگر خاتمی خوب نیست نگذاریم هر آنچه استعمار می خواهد زیر چتر این خفاش زشت ببرد و ما نیز همچون برده هایی کرو کور پول ببریم به خارج و کیف کنیم مارا به بهشتشان راه میدهند. بیایید بهشت را اینجا بسازیم. اینجا زمین از همه جا مرغوب تر استو

 

در ساعت روز
چه کسی می گوید من و تو نیستیم ما خانه اش ویران باد . من و تو برای بار دیگر به پای صندوق های رای خواهیم رفت و بر دل سفید کاغذ رای نام سبز سید محمد خاتمی را خواهیم نوشت.و اگر جز خاتمی کس دیگری ریاست را بر عهده بگیرد به سالم بودن آن شک خواهیم کردو انتخابات را به چالش خواهیم کشاند.

 

در ساعت روز
اقای نبوی حرف مردم ایران را گفت ولی در عمل نوبت ماست که اقای خاتمی را در انتخابات تنها نگذاریم

 

در ساعت روز
این حرفا همه کشکه مرد اونه که تو عمل نشون بده خرداد 76 هنوز کسی یادش نرفته پس میشه دوباره هم بهش اعتماد کرد...........

 

در ساعت روز
جناب آقای نبوی نوشته پر از شور و حال شما را که نشان شعور و فهم بالای سیاسی و اجتماعی شماست خواندم و گاهی ازشوق اشک در چشمان جمع شد. خوشحال از اینکه رسیدیم بجای که چنین افکار واقع بینانه و پر از آگاهی را می بینم و می شنوم. اما دوست خوب و دانای من به نظر من مثل زمان درست کردن ذرت بوداد(پاب کورن) باید صبرکرد تا تمام دانه باز شوند در اینکه شما و جمعی دیگر از همفکران شما دارای قدرت درک و فهم سیاسی بالاتر از دیگران هستید شکی نیست اما باید صبر کرد که همه به این نقطه ای شما هستید برسند که با آگاهی انتخاب جمعی داشته باشیم و تجربه انقلاب 57 تکرار نشود که قصد چیزی دیگر بود و نتبجه چیز دیگری.... آری بنظر من باید صبر کرد که این پختگی به تمام جامع بسط پیدا کند و به نظر من خاتمی این فرصت را از ما میگیرد برای همین برای رسیدن به همان مقصدی که قصد مشترک من و توست در مقابل خاتمی من احمدی نژاد را انتخاب می کنم

 

در ساعت روز
دشت خشکیده پیمان و رفاقت؛ شده امروز به دست تو بارانی...خاتمی

 

در ساعت روز
سلام آقائ نبوی عزیز من همون کسی‌ هستم که دره دومه انتخبه خاتمی توی امجدیه ازتون پرسیدم که آیا واقعا عبه کردید که از زندان آزاد شدید؟ و شما در جوابم گفتید که باید اوب حرفارو میزدید تا بیاید بیرون و کار خودتون رو ادمیه بدید، اون روز فهمیدم ولی‌ امروز با تمام وجودم لمسش کردم.درود بر تو و درود به شرفت

 

در ساعت روز
اقای نبوی عزیز ممنون از نگارش.البته ما این بار هم امید کمرنگمان را حمایت خواهیم کرد و فقط امیدواریم جناب اقای خاتمی با تکیه به بیست میلیون رای گذشته با قدرت بیشتری از ما حمایت کنند نه سازش!

 

در ساعت روز
سلام جناب نبوی عزیز خیلی دوستتون داریم و تنها امید ما شماها هستید که بهمون امید و دلگرمی میدید.

 

در ساعت روز
آقای نبوی دوستت داریم امیدوارم به ایران برگردی همه می دانیم که خاتمی تگر هیچ چیز هم نباشد از احمدی ن}اد بهتر است حتی اگر رای هم ندهم امیدوارم خاتمی رئیس جمهور شود

 

در ساعت روز
امیدوارم همه به خواب رفته ها بیدارشوند

 

در ساعت روز
سلام آقاي نبوي،واقعا شارژ شدم ،‌تنها كاري كه مي توانم در جواب اين كار خوب شما بكنم ارسال اين متن براي همه دوستان و آشنايان است.

 

در ساعت روز
نبوی جان ممنونم بیدارم کردی هوشیارم کردی می آییم چون هستیم

 

در ساعت روز
"ما"اراده كنيم واز همين امروز سعي كنيم حداقل به روزانه به 5نفر در مورد بهترين انتخاب صحبت كنيم تا "ما"پيروز شود. امثال آقاي نبوي بايد به ممكلت خويش باز گردند.

 

در ساعت روز
درتمام دوران عمرم به این زیبایی نیش نخورده بودم ...ما هستیم وبه خاتمی عزیز رای میدهیم از تو هم ای فرزند ایران سپاسگزاریم.برای ایران بمان

 

در ساعت روز
دیو چو بیرون رود فرشته در اید

 

در ساعت روز
شتر در خواب بیند پنبه دانه، گهی لف لف خورد گه دانه دانه.به امید ایرانی آزاد ولی مطمئناً نه به روش شما.

 

در ساعت روز
ای کاش رسانه ای داشتیم که این نوشته ها رو به دست مردم ایران می رسوندیم. باید تا حد توان تلاش کرد. مهمترین گام پیروزی بیرون آمدن از فضای مجازی اینترنت و برقراری ارتباط با عامه مردم کوچه و بازاره. از سران اصلاح طلب و مسئولان سایت موج و همه دوستان تقاضا می کنم فکری برای این کار بکنند.

 

در ساعت روز
این بار باید بله گفت نباید بگوئیم نه . بله به اصلاحات و اصلاح شدن میگوئیم . نمی گوئیم چه را نمی خواهیم می گوئیم چه را می خواهیم

 

در ساعت روز
عالی بود ولی ای کاش قسمتی که نوشته بودین ((کشوری که مردمانش فارسی صحبت می کنند)) رو حذف می کردین چون ایرانی بودن به زبان فارسی سحبت کردن نیست حتی 25% مردم ایران فارسی زبان نیستند پس اگر این جملات راکسی تحقیر کرد و ترک و لر و...ببیند برو خرده نتوان گرفت من ایرانی هستم و برای آزادی آیران خویش از برای جان ثمنی قائل نیستم من در کوچه با دوست خود فارسی صحبت نمی کنم من در خانه مادرم را با کلمات فارسی صدا نمی زنم! ولی من 1 ایرانی هستم

 

در ساعت روز
ايران.ايران.ايران ما. شما. من آزادي .كرامت .عدالت . حق . بيان . راي گفتگو . تعامل .تساهل . تمدن . پيشرفت . فرهنگ خاتمي . حجاريان . گنجي نبوي . بهنود . نيك آهنگ جامعه . نشاط . آزادگان امامي . نقدي . ذوالقدر فروهر . پوينده .مختاري دانشجو .كوي . تحكيم عزت نژاد. باطبي .يزداني احمدي نزاد.مصباح . رجبي اميد. اميد. اميد آزادي . آزادي .آزادي حضور .افتخار .پيروزي خاتمي .تغيير. اصلاحات ما . شما . من ايران .ايران.ايران

 

در ساعت روز
با نظرات شما موافقم... خاتمی باید برای ما بیاید...

 

در ساعت روز
من نبوی رانمی شناختم ولی وقتی نامه اش راخواندم بسیار تحت تاثیر قرارگرفتم درود بر تو ما باید پیروزشویم ومیشویم

 

در ساعت روز
سلام نوشته زیبایتان را خواندم بسیار مناسب برای روح حساس ما ایرانیان که با کوچکترین تلنگری اشک در چشممان حلقه میزند . استاد عزیز امیدوارم با همت شما و دیگر دوستداران آقای خاتمی حماسه پر شکوه تر از دوم خرداد 76 برگزار شود . و بیایید روسری های سفیدمان را از توی بقچه های خاطرات خوش گذشته بیرون بیاوریم و دوباره به یاد و نام خاتمی که یادآور صلح و دوستی و آشتی است سفید بپوشیم . همه با هم برای داشتن ایرانی آباد و آزاد بپا خیزیم برای خاتمی مردی با عبای شکلاتی پی نوشت: آقای نبوی به امید دیدار شما در ایران به زودی زود

 

در ساعت روز
Hastim ta akhare rah :X

 

در ساعت روز
آقا يا خانم برديا مواظب باش روز 22 خرداد يخت نزنه....

 

در ساعت روز
درود بر تو نبوی عزیز که این قدر فهم و شعور داری.تو نشان دادی که دادی که در دل یک کشور بیگانه ایرانی تراز خیلی ها هستی.نبوی عزیز برایمان راهکار بده.از تجارب دیگران که موفق شدند بنویس وکمکمان کنید

 

در ساعت روز
سلام استاد.مرسی از مطلب فوق العاده تون.من همیشه نوشته هاتون رو تعقیب میکنم.الانم دارم نبوی آنلاینو میخونم که واقعا عالیه.

 

در ساعت روز
بنظر وبرای افکارشمااحترام قائل هستم صدای رساترباید مردم راازخواب بیدارکند.دانشجویان وظیفه سنگینی دارند.

 

در ساعت روز
همش کلکه همتون یجورید

 

در ساعت روز
جالب بود

 

در ساعت روز
فکری به حال تبلیغات کنید.نیروی انسانی زیاده واسه کمک به کارای تبلیغاتی،ولی هنوز هیچ رهبری ای واسه این کار وجود نداره. "ما آماده ایم"

 

در ساعت روز
این یه نفرم که داشتیم از دست رفت! هم تو هم خاتمی هم همه شماها به نفع بقای نظامید. غیر از این بود الان زنده نبودید! توی این انتخابات هم کسی انتخاب میشه که به نفع این جریان باشه نه مردم. رای دادن فقط انتخابات رو شلوغ میکنه و وسیله تبلیغات رو فراهم پس لطفا ساکت آقای نبوی...

 

در ساعت روز
سلام.فقط براتون دعا میکنم.و برای خودم که به راه راست هدایتمان فرماید.

 

در ساعت روز
به جدمون قسمت میدم اگه واسه این جوانا آزادی که دوست دارنا فراهم نکنی

 

در ساعت روز
از كوزه همان برون تراود كه در اوست!!! در بد‌بينانه‌ترين حالت مي‌توان گفت : از يه پكيج ماحصل پروژه بسته‌بندي مخالفين به ظاهر وارسال به ينگه دنيا براي دفاع از حضرات در روز مبادا مثل انتخابات چيزي بيش‌ از اين برون نتراود! و در خوش‌بينانه‌ترين حالت نيز هر انساني حق نظر دارد اگر چه بدون دليل و نگاه به گذشته و عدم استفاده از تجربيات و عدم درك حقايق و قوانيت دست‌و پاگير جاري يك مملكت براي كار كردن يك رييس جمهور مثلن مخالف حضرات ... باشد! ... گفتني‌ها گفته شده آدم ديگه خسته ميشه هي يه چيزي رو تكرار كنه البته اين براي طرف هم هست ! اينكه هي دليل بياري بابا جان خاتمي اگر خاتمي بود يك‌بار بس است! نه زباني براي دفاع از هم‌قطاران خود و نه براي دانشجويان، نه جراتي براي برخورد با متخلفين و اداره مملكت، نه حتا اراده‌اي براي استعفا ... و نه خجالتي براي معذرت‌خواهي، نه دلي براي درد‌دل كردن با بچه‌هاي كه با شوق و شور راي دادند ... و نه هيچ و هيچ ... حال چه جاي هم‌دردي و دستگيري چه جاي افتخار به گشته و آينده ... ... جمله‌اي هم به طرفداران ايشان: اگر مي‌خواهيد احمدي‌نژاد نياييد اگر مي‌خواهيد روسري‌ها كمي بالا رود اگر مي‌خواهيد جكمه‌هاي‌تان را راحت بپوشيد اگر مي‌خواهيد روزنامه‌نگاران نه كه گله‌اي بلكه يكي يكي بسته شوند اگر مي‌خواهيد شكنجه هويدا نباشد و مخفي گردد اگر مي‌خواهيد اعدام علني نباشد و در سلول‌ها انجام شود اگر مي‌خواهيد پول ملت كمتر به جيب اعراب خارج از كشور و بيش‌تر به جيب اعراب داخل كشور رود اگر مي‌خواهيد تندروها به جاي عربده كشي و گشت شبانه بسيجي‌وار در خيابان‌ها در مساجد و پايگاه‌هاي‌شان جمع شوند و هزار اگر و اگر ديگر ..... حتمن به خاتمي راي دهيد! جرا كه تجربه ثابت كرده شما ملت را بايد به مرگ گرفت تا به تب راضي شويد و هر وقت از تب راضي شديد دوباره مرگي ديگر و باز تبي ديگر و باز رضايتي ديگر و اين دور باطل است كه حضرات زنده‌اند و تمام!

 

در ساعت روز
اگر واقعا حق صحبت آزاده چرا فقط حرف هایی که تعریف از شخص فلانی چاپ شده و از دکتر بد گفتید؟ ما که می دونیم کی پشت کار. اگر دکتر 20 ساله دیگر هم می شد که کاندیدا بشه ملا بهش رای می دادیم.

 

ارسال نظرات

 



 


موج سوم از باز نشر مطالب خود با ذکر منبع استقبال می‌کند
mowj.ir © 2008