تحصن بهمن 78 هم روابط حسنه خاتمی و بزرگان حوزه را تیره نکرد. شاید هر روحانی دیگری به جای خاتمی بود، با طرد و بایکوت حوزوی مواجه میشد. شاید اگر خبر دست دادن با زنان در ایتالیا به جای خاتمی درباره هاشمی منتشر میشد، هاشمی لطمات جبرانناپذیری را متحمل میشد. شاید اگر اندکی از عملکردهای خاتمی و دولتمردانش را ناطق نوری و کابینه احتمالیاش مرتکب میشدند، حیثیت حوزوی خود را از دست میدادند. اما خاتمی هنوز هم از اهرمهای خوبی حتی در میان روحانیون و علمای سنتگرای حوزه برخوردار است. البته نمیتوان تأثیر روابط خویشاوندی نزدیک خاتمی با چند بیت عالیرتبه حوزوی را منکر شد. یکی از مؤلفههای مهم و مؤثر در تحلیلهای سیاسی و اجتماعی ایران، همین خویشاوندیهای پیچیده است. اما خاتمی تنها به دلیل خویشاوندی با خاندان های مهمی چون خمینی، صدر و طباطبایی قمی و دوستی صمیمانه با خاندان حائری یزدی و محقق داماد به چنین جایگاهی دست نیافته است. او به وقت لزوم از پشتیبانی روحانیون منتقدش هم خودداری نکرده است.
یقیناً خاتمی در دوران جدیدی که برای خود تعریف کرده است، به فکر تعاملهای جدیتری با حوزه خواهد بود. این بار او به حمایتهای بیشتری نیاز دارد. دلخوریهای مراجع تقلید نزدیک به طیف اصولگرا از دولت نهم میتواند کانال خوبی برای بهرهگیری خاتمی باشد و خاتمی به یقین از این فرصت استفاده خواهد کرد. با این حال فضای عمومی حوزه به ویژه طلاب جوان آن هنوز هم از منتقدان سرسخت خاتمی شمرده میشوند.
باید منتظر بمانیم و ببینیم که این بار خاتمی چگونه بالانس نیروهای اثرگذار حوزه را سامان خواهد داد؟
منبع: وبلاگ تورجان















