ترانه‌ها
بلوتوث
پیامک
English
صفحه اصلی
درباره ما و شما
گفتگوها
دیدار‌ها
یادداشت‌ها
اخبار
همایش‌ها
ویدیو
 





 
 

موج سوم، پویش دعوت از خاتمی
کد نمایش بنر کوچک


کد زیر را در هدر سایت یا وبلاگ خود قرار دهید

پیوندها

 
RSS    

متن کامل سخنرانی دکتر جلال جلالی‌زاده در دومین همایش «موج سوم» به میزبانی «پویش حمایت از خاتمی»
در اولین جلسه پویش حمایت از خاتمی که آبان‌ماه برگزار شد، دوست و برادر همدردم آقای دکتر توفیقی مطلبی با عنوان "مردم از خاتمی معجزه نمی‌خواهند" ارائه داد که در آن با تشریح وضعیت بغرنج و اسفبار مناطق کردنشین و اهل سنت و یادآوری رنج‌هایی که مردم ستمدیده این دیار از دیرباز متحمل شده‌اند و در دوران سیاه مهرورزی به اوج خود رسیده است از خاتمی برای پایان بخشیدن به این همه درد و رنج تبعیض‌های قومی و مذهبی دعوت به حضور در صحنه انتخابات ریاست جمهوری دهم نمود که خوشبختانه با پاسخ مثبت ایشان به همه نخبگان و دلسوزان، بارقه‌هایی از امید به نجات و پایان شوربختی‌ها پدید آمده است.


برای جلوگیری از اطاله کلام و بهره مندی هر چه بیشتر از زمان کوتاهی که در اختیار بنده قرار گرفته است از تکرار مکرر حدیث تلخ آنچه که در این مرز و بوم بر قومیت‌هایی مانند کردها و بلوچ‌ها و مذاهبی نظیر تسنن روا داشته می‌شود، درمی‌گذرم و سخن خود را از همان‌جا که دکتر توفیقی با گفتن این جمله که "آنچه که گفته است تنها مربوط به دوران دعوت بوده است و ان‌شالله پس از قبول کاندیداتوری از سوی آقای خاتمی باید با برنامه‌ریزی دقیق و عملیاتی از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری نمود و توان و راندمان اصلاحات را افزایش داد" آغاز می‌کنم. البته در کنار بیان و مشاهده همه دردها و بحران‌ها نمی توان از زندانیان سیاسی کرد یادی نکرد که هر روز با نشان دادن برگه‌های اعدام و احتمال اجرای آن روح و روان آنان، دوستان و خانواده‌های ایشان را جریحه‌دار می‌کنند و یا اهانت به مقام مقدس دانشگاه و برخورد و آزار دانشجویان را به فراموشی سپرد.

آری اینک زمان به سرعت در حال سپری شدن است و بر خلاف تصور عده‌ای که ساده‌انگارانه فکر می کنند با آمدن آقای خاتمی کار تمام شده است، همه چیز تازه آغاز شده است و در بازی نابرابری که رقیب با ستاندن همه مجاری ارتباطی ما با مردم و دنیایی از فریب، تهمت و توطئه بر ما تحمیل کرده است باید برای رسیدن به پیروزیی که مهمترین ویژگی آن نه در رسیدن به قدرت و صندلی‌های ریاست که در نجات ملک و مملکت و دین و دنیای مردم است چاره‌ای اندیشید و طرحی نو درانداخت.

آنچه که جناب آقای خاتمی در تبیین برنامه اصلاحات به آن اشاره نمود غلبه بر 3 بیماری مزمن استبداد، استعمار و عقب‌ماندگی بود که بدون شک درمان آن نیز چیزی جز خواسته تاریخی ملت ایران در تحقق رویای یکصدساله آزادی، دمکراسی و پیشرفت نیست.

البته تشخیص این دردها و ارائه راه‌حل‌های کلی گرچه در جای خود مهم و لازم است اما همه داستان نیست و ارائه راهکارهای مفید، جزیی، عملیاتی و امروزی و همچنین تعیین و تبیین نقشه راه برای رسیدن به این اهداف از اهمیت بیشتری برخوردار است و می‌توان گفت به همان نسبتی که مدعیان حل این مشکلات قادر به ارائه برنامه‌های عملیاتی و واقع‌بینانه‌تر و قابل فهم و درک برای مردم باشند از اقبال عمومی بیشتری نیز برخوردار خواهند شد.

یکی از مشکلات مبتلا به کشور که از دیرباز تاکنون یکپارچگی و همبستگی ملی را تهدید نموده و از آن به‌عنوان یکی از موانع اصلی عدم تحقق دمکراسی در ایران نیز می‌توان یاد نمود، مدیریت غلط مسائل مرتبط با قومیت‌ها و مذاهب کشور به‌خصوص اهل سنت بوده است. علی‌رغم تصریح اسلام بر برابری همه انسان‌ها و به رسمیت شناختن اقوام گوناگون و معرفی این تنوع بعنوان یک فرصت و همچنین تاکید قانون اساسی بر برابری حقوقی آحاد ملت ایران (به‌غیر از استثنای سئوال‌برانگیز ممنوعیت غیرشیعه‌ها برای کاندیداتوری ریاست جمهوری) متاسفانه در سایه تنگ‌نظری‌ها و قوانین نانوشته، امروزه شاهد محرومیت بخش چشم‌گیری از شهروندان ایران در بهره‌مندی از فرصت‌های برابر برای برخورداری از منزلت اجتماعی، ثروت‌اندوزی مشروع و حضور در ساختار قدرت هستیم که عملا جامعه و نظام سیاسی موجود را با سم مهلک تبعیض و ستم مواجه نموده است. این معضل اساسی که اتفاقا ریشه‌های داخلی نیز دارد در مقاطعی زمینه‌هایی برای جلب مطامع بیگانگان و دخالت‌های آنا را نیز ایجاد کرده است.
 
اینک مایلم به‌دور از مصلحت‌پرستی‌های معمول و تنها از سر دلسوزی و علاقه به اصلاح نظام و کشور به اطلاع برسانم که وضع موجود که آکنده از تبعیض و نابرابری در حق اقوام و مذاهب است به هیچ وجه قابل تداوم نیست و باید اذعان نمایم علی‌رغم همه تلاش‌ها و اقدامات مفید دوران اصلاحات تکرار همان شعارها و برنامه‌ها نیز در جلب نظر و تامین خواسته‌های آنان موثر نخواهد بود. زیرا اینک زمانه دیگری است و با گذشت دوازده سال از آن ایام و در سایه وقایعی که اتفاق افتاده است و بمباران تبلیغاتی ده‌ها ماهواره و هزاران سایت اینترنتی سطح توقعات مردم و مطالبات به حق آن‌ها به شدت افزایش یافته است و در عین حال دولت مهرورز نهم همه رشته‌ها را پنبه کرده است.

جناب آقای خاتمی و برنامه‌ریزان و مشاوران ایشان باید درک کنند که دیگر نمی‌توان با ارائه چند شعار جذاب مبنی بر اصالت ایرانی اقوام و یا برادر بودن شیعه و سنی و درج عناوین کلی ذیل سرفصل‌های مبهم و بی‌ربط به کسب رای کردها و ترکمن‌ها و بلوچ‌ها و عرب‌ها و... امیدوار بود و در سایه نگاه مرکز پیرامون انتظار داشت که تنها با قرار دادن آمپلی فایرهایی در تهران و نصب بلندگوهای آن در مناطق قومی و مذهبی مردم را به جوش و خروش درآورد.

شکی نیست که در میان کاندیداهای مطرح در جبهه اصلاحات هیچ چهره‌ای به اندازه آقای خاتمی در میان اقوام و مذاهب محبوبیت و پایگاه اجتماعی ندارد، اما این به تنهایی کافی نیست، زیرا موانعی که در مسیر اصلاحات با هدف کاهش اثربخشی اقدامات مفید آفریدند و آنچه که در دوران موسوم به اصولگرایی بر سر آنان آورده‌اند اساسا منجر به قهر قومیت‌ها و پیروان اهل سنت با صندوق‌های رای و کاهش امیدشان به حل مسالمت‌آمیز مشکلاتشان شده است که کاهش شدید مشارکت مردم در چند انتخابات گذشته در مناطقی مانند کردستان خود شاهدی بر این مدعاست.

جان کلام این‌که اگر اصلاح‌طلبان خواهان رای و اقبال اقوام و مذاهب برای تضمین یکپارچگی ایران، حفظ همبستگی ملی و تحقق دموکراسی هستند باید در درجه اول برای بازسازی اعتماد از دست رفته آنان ستاد انتخاباتی خود را به‌گونه‌ای طراحی نمایند که مینیاتوری از دولت آینده را نمایان سازد و با استفاده از چهره‌های مقبول، خوش‌نام و شناخته‌شده نشان دهند که از تابوی عدم استفاده از قومیت‌های گوناگون و اهل سنت عبور کرده‌اند و دولت آینده اصلاحات در سطوح ملی و محلی خالی از نخبگان و شایستگان اقوامی مانند کردها، بلوچ‌ها و عرب‌ها و اهل سنت نخواهد بود و در برنامه‌هایی که ارائه می‌دهند به‌صورت شفاف و صریح ضمن اشاره به به تبعیض‌ها و ستم‌هایی که در گذشته شاهد آن بوده‌اند با ارائه راهکارهای عملی، شفاف، کیفی، قابل سنجش و ارزیابی دقیق حسن نیت خود برای حل ریشه‌ای مشکلات در سه بخش نادیده گرفته شدن هویت قومی آنان، توسعه‌نیافتگی شدید محل زندگی اشان و محروم شدن ناحق از حضور در ساختار قدرت را نشان دهند.

 

در ساعت روز
اشاره بسیار درستی داشتید, اگر یه سری به سایت های کرد زبان بزنید خوهید که جو عمومی از دولت اصلاحات چندان دلخوشی ندارد, باید چاره برای این اعتماد تخریب شده اندیشید.

 

در ساعت روز
تورکها چی؟؟؟؟

 

در ساعت روز
بنده نیز با فرمایشات آقای جلالی زاده موافقم ومعتقدم که نگرشی واقع بینانه ودور ازتعصب نژادی ومذهبی تنها راهکار حل معضلات ناشی از تنوع قومی در ایران است در غیر اینصورت هر درمان دیگر فقط مسکنی است ولاغیر ،آقای خاتمی در تبلیغات دوره های قبل در دانشگاه تبریز اعلام کرد که مادرجات شهروندی نداریم وهمه شهروند درجه یک ان ، اما بعد از کسب کرسی ریاست به کرات قولا وعملا خلاف رای اول تبلیغاتی بودنند که این امر را نمی توان از ذهن مردم پنهان کرد، از سویی دیگر انتخاب چهرهای غیر مردمی وحتی بد نام در شهرستان های کوچک وحاشیه همواره ذهن مردم را از اطلاحات وقاطبه شان مخدوش نموده است امید که این بار در کاربرد واژگان ونیز انتصاب افراد دقت شود وصرفا پر کردن چند فرم وارسال عکس از سوی افرادی معلوم الحال آنان را آسان در جبهه اطلاحات قرار ندهد که دشمن دانا به که دوست نادان.

 

در ساعت روز
سلام سال گذشته سفری به استان سیستان داشتم انگار وارد سرزمینی جدای از ایران شدی تفکر سلفی گری کم و بیش میان اقشار محروم موج می زند.از اقای خاتمی می خواهم انشا اله دولت ایشان درصورت موفقیت به هموطنان اهل سنت شرق و جنوب همانند دیگر استانها توجه شود تا ا ین عزیزان بیشتر ایرانی بدانند و به ان افتخار کنند.به امید ان روز که همه جای ایران اباد باشد.

 

در ساعت روز
با سلام خدمت دکتر جلالی‌زاده بنده نیز تاکید می‌کنم که مسئله‌ی اقوام و اهل‌سنت یکی از مهم‌ترین مسائلی است که رئیس‌جمهور آینده باید به‌صورتی عینی و واقع‌بینانه و به‌دور از افراط و تفریط به آن بپردازد. در همین مورد چند جمله هم خطاب به جناب آقای خاتمی که امیدوارم رئیس‌ جمهور آینده‌ی ما باشند عرض می‌کنم. جناب آقاي خاتمي! اين دومين باري است كه طي چند ماه پويش دعوت، دست به قلم مي‌برم و چيزي مي‌نويسم. راستش را بخواهيد دغدغه‌اي دل و جان و ذهن مرا به خود مشغول داشته و چاره‌اي جز طرح و شرح آن اگرچه به اختصار نيست. نگارنده‌ي اين سطور دانشجوي تاريخ ايران است و سال‌هاست كتاب‌هاي تاريخ ايران را با گرايش به تاريخ كردستان ورق مي‌زند. سده‌هاي طولاني است كه اقوام كرد و فارس و ترك و عرب و لر و غير آن در اين سرزمين زندگي مي كنند،‌ اگر كسي بگويد ميان اين اقوام ايراني هيچ گاه تنش و درگيري رخ نداده واقعيتي تاريخي را انكار كرده نيز اگر كسي مدعي شود تاريخ ايران داستان نبردي هميشگي و سلطه و ستم قومي بر قوم ديگر است باز هم سخني به گزاف گفته است. آن كه تاريخ اين سرزمين كهن‌سال و اين ديار بي‌زوال را خوانده باشد، بي‌گمان اذعان خواهد كرد كه نمونه‌هاي همراهي و همدلي ميان اقوام گوناگون ايراني چندين برابر بيش و پيش از مواردي است كه به هر دليل و علت، گاهي سوءتفاهمي پديد آمده يا سوءرفتاري صورت گرفته يا يكي بر ديگري ستمي روا داشته و من به جرأت ادعا مي‌كنم هر كه گذشته‌ي تعامل ميان اقوام ايراني را به‌گونه‌اي تيره و تار ترسيم كند، يا تاريخ اين سرزمين را به‌درستي و تمام و كمال نخوانده يا نفس خويش آن‌چنان‌كه بايد و شايد از كژي نپرداخته! امروز و با گذشت هزاران سال از تاريخ اين سرزمين كهن‌سال و اين ديار بي‌زوال، موضوع چندوچون تعامل ميان اقوام ايراني هم‌چنان ساري و جاري است. سه دهه‌ي پرفراز و نشيب پس از انقلاب، اصولي از قانون اساسي وآموزه‌هاي روشن امام و رهبري، همه و همه اشاره‌ها و نشانه‌هاي روشني از زنده و مطرح بودن اين موضوع در جامعه‌ي كنوني ماست. پرداختن منطقي و اساسي به اين مسئله نيازمند بهره‌گيري از ذخاير و اندوخته‌هاي نظري و عملي اسلام و انقلاب و پشتوانه‌هاي تاريخي و فرهنگي ايران بزرگ است. اين پشتوانه‌ي گران‌بها آن‌چنان غني و سرشار از نكات آموزنده و راه‌گشاست كه بي‌ترديد مي‌تواند خطوط روشني از چشم‌انداز اميدبخش آينده‌ي موضوع اقوام و اهل‌سنت در برابر ديدگان ناظران منصف و دلسوزان اين كشور و همه‌ي كساني كه دغدغه‌ي اسلام و ايران و انقلاب دل و جان‌شان را آكنده است، ترسيم كند. جناب آقاي خاتمي! شما در سال‌‌هايي كه رئيس‌جمهور بوديد نشان داديد در اين عرصه كم و بيش حرف‌هايي براي گفتن داريد و اگر فرصتي باشد مي‌توانيد بي آن كه تنشي ايجاد شود يا تعادل بين منافع و مصالح قومي وملي بر هم خورد، به اين مسئله بپردازيد. اگرچه پرداختن به موضوع اقوام و اهل‌سنت هيچ‌گاه بي‌تنش و بحث و جدل نخواهد بود و هميشه در دو سوي يك قضيه دو طيف افراطي و تفريطي را خواهيد يافت كه يا از اساس صورت مسئله را پاك مي‌كنند و يا گسيخته و بي‌حساب به مسئله مي‌پردازند، آن‌چنان كه هزينه‌هاي مادي و معنوي آن را به چندين برابر معمول خويش افزايش مي‌دهند. گمان مي‌كنم در دنياي امروز كه رسانه‌ها مرزهاي جغرافيايي و سياسي و فاصله‌هاي دور و دراز را درنورديده و امكان تأثيرگذاري و تأثيرپذيري را به حداكثر ارتقا داده‌اند، هيچ مسئله‌اي را نمي‌توان جز با طرح و بحث منطقي و يافتن چاره‌اي بنيادين و اساسي حل و فصل كرد و هر راهي غير از اين هزينه‌اي است كه بيهوده پرداخت مي‌شود و فرصتي است كه بر باد مي‌رود يا بدتر از آن تهديدي است كه نضج مي‌يابد و قد مي‌كشد و خانه‌برانداز مي‌شود. نگارنده‌ي اين سطور نه آرمان‌گراي محض است و نه بي‌خبر از دور و بر خويش! بلكه تنها در پي آن است كه رئيس‌جمهور اين كشور كه مي‌تواند و بايد به اجراي اصول قانون اساسي همت گمارد، عنايتي دوچندان به موضوع اقوام داشته و فرصت‌هاي گران‌بها و كم‌نظير اين عرصه را غنيمت شمرده و فعليت بخشد و از زيان و خسران آسيب‌هاي آن بكاهد و گمان ندارم كه اين آرزويي دست‌نيافتني باشد چرا كه مرور آن‌چه در سال‌هاي پيش از اين روي داده نشان مي‌دهد كه زمينه و فرصت فراهم است و شما نيز مي‌توانيد و بايد به حكم وظيفه‌ي تاريخي خود گام در اين وادي گذاريد و نگذاريد كه فهرست حسرت‌ها و افسوس‌هاي‌مان از آن‌چه هست افزون‌تر شود.

 

در ساعت روز
یکی ار نقاط مشترک اصلاح طلبان و اصول گرایان با وجود تفاوتهای عمیقشان بی توجی و هم مسلک بودنشان در بحث قومیتها و زبانهای رایج دیگر در ایران است به نحوی که بنده و دوستانم همیشه از بابت این موضوع دچار تشکیک و بدبینی می شویم امیدوارم آقایان خاتمی و موسوی و کروبی حرفهای صریح و بدون اغماض خود را در این زمینه به اطلاع عموم برسانند و افکار ما و عده ای زیادی از قومت های را روشن نمایند. ظریفی می گفت ایران به مانند پدری است با چندین فرزند که باید به همه آنها به یک چشم نگاه کند و چه بسا تفاوت گذاشتن یا بی توجی به هریک از آنها می تواند آینده بدی برای پدر و خانواده به همراه داشته باشد.

 

در ساعت روز
از آقای دکتر جلالی زاده تشکر میکنیم که براستی صدای مردم مناطق مرز نشین ایران را به گوش آنهای که واقعا دلشان از این همه تبعیضی که در حق این مردم می شود میرساند .باید همه ما به وظیفه ی که بر عهده داریم عمل کنیم .آیا نباید از آقای خاتمی ویارانش پرسید که آیا واقعا در دوران هشت ساله اصلاحات چه اقداماتی در جهت رفع محرومیت از این مناطق انجام داده اند.مردمانی که بعد از چهار سال ودر موقع انتخابات به یاد آنها می افتیم.وباز انها را فراموش میکنیم .یادم میاد که یکی از دوستانم در سفرم به کرمانشاه نکته خیلی جالبی را به من گفت که در یکی از سفرهای دکتر محمود احمدی نژاد به شهر پاوه مردم که میدانستند از این سفرها چیزی عایدشان نمی شود .به آقای رییس جمهور یک دست لباس کردی دادند تا شاید ایشان نیز از این رسم مهمان نوازی آنها درسی بگیرند وفقط به آمدن اکتفا نکنند ودر جهت کمک به برطرف کردن مشکلات مردم این منطقه اقدامی انجام بدهند که متاسفانه هیچ کاری انجام ندادند ...واکنون که اصلاح طلبان دوباره بهمیدان آمده اند با شعار های زیبایشان...که به قول علما الله اعلم.

 

در ساعت روز
با تشكرو قدر داني از آقاي دكتر جلالي زاده كه واقعا حرف وسخن قلبي كليه اهل سنت از جمله جوانان دانشجو را به گوش الاب هاي اصلاحات رساندند. اميدوارم كه آقايون با شعار همراه با عمل وارد صحنه شوند واسير تنگ نظري هاي يك عده به اصطلاح وطن پرست نشوند.الله يارتان باد.

 

ارسال نظرات

 



 


موج سوم از باز نشر مطالب خود با ذکر منبع استقبال می‌کند
mowj.ir © 2008