ترانه‌ها
بلوتوث
پیامک
English
صفحه اصلی
درباره ما و شما
گفتگوها
دیدار‌ها
یادداشت‌ها
اخبار
همایش‌ها
ویدیو
 





 
 

موج سوم، پویش دعوت از خاتمی
کد نمایش بنر کوچک


کد زیر را در هدر سایت یا وبلاگ خود قرار دهید

پیوندها

 
RSS    

حامد ذاکر
زمانی که امروز خاتمی در اوج مجبوبیتش، اما با پایبندی به اصول اخلاقی و ارزشی که دارد، بار دشوار فضای سنگین جلسه را به دوش جان کشید و در برابر چشمان پر از انتظار و اشک، در اوج عظمتی برگرفته از اخلاقش، بسیار متین و متواضع به دفاع از میرحسین موسوی برخاست و از احتمال کناره‌گیری خود در منتهای مقبولیتش سخن گفت، می‌شد شکوه شخصیتی چون او را نظاره‌گر بود.


و اکنون خاتمی چه بماند و چه برود، احیاگر حس غرور در جان و دل ایرانیان است. امروز خاتمی بارها لبان خود را گزید تا مبادا در برابر این همه احساس و خواهش جوانان احساسات درونی‌اش بیرون ریزند.

هر کسی از زبان خود حرفی می‌زد. یکی راه منطق پیش می‌کشید و یکی با سوز دل و چشمانی سرخ سخن می‌گفت. هر یک از گوشه‌ای از کشور. نشده بود تا به حال لهجه‌های مختلف ایرانی را یک‌جا با هم بشنوم. یکی لر بود و یکی ترک. یکی از یزد بود و یکی از جنوب و یکی از شمال. چهره‌ها و لهجه‌هایی متفاوت از سراسر ایران آمده بودند تا یک حرف مشترک زنند و آن این‌که «خاتمی بمان»!

هر کس که برمی‌خاست گوشه‌ای از فکر یا احساس خاتمی را نشانه می‌گرفت. یکی با استدلالش سعی در مجاب نمودن او به ماندن می‌کرد و دیگری فرصتی برای استدلال نداشت و  به بیان خواهشش می‌پرداخت و با تمام احساس خود سخن می‌گفت. گاهی خنده بود و گاهی اشک. گاهی تشویق حضار بود و گاهی سکوتی سنگین. اما لحظه‌ها بر خاتمی سخت می‌گذشت. هر آنی که سپری می‌شد نشستن تیری تازه بر قلب پر از حرف و ساکت خاتمی را نظاره‌گر بودی. خاتمی بارها اشک خود را فروخورد و دم بر نیاورد، بارها لب گزید و صدایش برنخاست، و این را تنها ما که در فاصله اندکی با او بودیم می‌دیدیم. ای کاش می‌شد از آن جلسه فیلمی می‌گرفتیم. اما شاید اوج جلسه سخنان فرزند شهیدی بود که می‌گفت:

" آقای خاتمی، ما که دیگه چیزی برای از دست دادن نداریم. مهمترین چیز زندگیمون پدرامون بودن که الان یا یه قاب عکس شدن روی دیوار، یا روی ویلچر هستن و یا موجی‌اند و گوشه‌ای از خانه. ما چیزی نداریم که با آمدن یا نیامدن تو از دست بدهیم. و این را هم بدون که ما بچه شهیدا از کسی خواهش نمی‌کنیم! اما دیشب که در جمع بزرگی از بچه‌ها بودم وقتی که گفتم می‌خوام به دیدارت بیام از من خواستن که از تو خواهش کنم که به حق خون پدرانمان هم که شده بیایی..."
 
و خدا می‌داند که در این ساعات چه گذشت بر خاتمی. حرف‌های بچه‌ها که تمام شد نوبت خاتمی بود تا باز پای اخلاق و خیرخواهی‌های همیشگی‌اش برای ایران و انقلاب و اصلاحات را وسط کشد. از میرحسین دفاع کرد. از احتمال رفتن خود، آن‌هم در اوج مقبولیتی که دارد و می‌داند که پیروز انتخابات است سخن گفت تا نکند که شائبه‌ای ایجاد شود که جنگ قدرت است نه فرصت خدمت! تا نکند رای مردم پخش شود و آنچه به خیرشان نیست روی دهد.

آری خاتمی چه برود و چه بماند غرور «بزرگ» بودن را در جانمان می‌کارد.

 

در ساعت روز
احسنت بر شما و بر خاتمی بزرگ ما.

 

در ساعت روز
برعکس - خاتمی اگر برود نشان میدهد چقدر کوچکتر از آن چیزی بوده که تصورش را میکردیم

 

در ساعت روز
من چه درپای تو ریزم که پسند تو بود سر وجان رانتوان گفت که مقداری هست. بمان

 

در ساعت روز
یارم چو قدح بدست گیرد بازار بتان شکست گیرد

 

در ساعت روز
یارم چو قدح بدست گیرد بازار بتان شکست گیرد

 

در ساعت روز
تمام تلاش خاتمی پرهیز دادن جامعه از قهرمان پروری بوده و هست ولی همه ویژگیهای اینچنینی در خاتمی است که اورا به یک اسطوره تبدیل می کند. او در دل همه آنهائی که به ایران می اندیشند بزرگ است و خواهد ماند. برای من هر آنچه این مرد به صلاح بداند محترم است و می دانم که آیندگان به اهمیت اندیشه بلند او پی خواهند برد .امیدوارم او را نیازاریم تا اینکه او نیز تنها راه را سر بردن در چاه تنهائی خود و شکوه از جهل ما بیابد! بگذاریم او با ما سخن بگوید!!!

 

در ساعت روز
اولا که ای کاش اقای خاتمی این قدر که به شائبه(نمی دانم شائبه در ذهن چه کسی؟!در ذهن مردم که نیست!!!) فکر می کنند به مردم فکر کنند دوما نوشتید که(آری خاتمی چه برود و چه بماند غرور «بزرگ» بودن را در جانمان می‌کارد.)در جواب می گویم :بله ما می توانیم با رویا های مان ،خودما ن را گول بزنیم ولی وقتی از رویا بیرون بیاییم انچه می ماند انچه که در دنیای بیرون مهم هست واقعیت هست واقعیت تلخ،دوست عزیز!سوما من که دارم دیگر از خاتمی بزرگ هم دلسرد می شوم انگار این کشتی در حال غرق شدن یعنی ایران و مسافرانش را هیچکس نجات نمی دهد .چهارما حس می کنم بازی های پشت پرده وجود داره که قربانی مسلم ما مردم و کشور هست و اقای خاتمی هم تسلیم این بازی می خواهد بشود.متاسفم که بگویم کم کم دارم مطمئن می شوم که هیچکس دلش برای ما مردم نمی سوزد.ما را باش که چقدر ساده لوح هستیم

 

در ساعت روز
شما نزدیک بودی ولی ماکه دوریم هم میفهمیم تو دلش چی میگذره خدا میدونه که دلش یه ذره هم بای قدرت نمیره خدا میدونه که چقدر پاکه ولی کاش اینارو میرحسین میدونست که اینجوری با اومدنش همه رو غافلگیر نمیکرد

 

در ساعت روز
((آری خاتمی چه برود و چه بماند غرور «بزرگ» بودن را در جانمان می‌کارد.)) و حداقل یک "آری" دیگر هم وجود دارد : آری، خاتمی چه برود و چه بماند، برنامه اقتصادی خود را برای این اوضاع اسفبار ارائه نمیدهد... و اساسا کسی هم از او برنامه ای نخواست و نمیخواهد، چرا که ما مردمانی "شخصیت پرست" بوده و هستیم... این نیز بگذرد و دردی از دردهای تاریخی ما ایرانیان دوا نمیشود

 

در ساعت روز
باز بی چاره ما مردم که قربانی مصلحت ها شده ایم ..حالا که رسما می خواهند رییس جمهور را انتصابی کنند (فرقی نمیکند موسوی .کروبی یا احمدی نژاد ...ویا هرکسی به غیر خاتمی .پس چه نیازی به رای گیری هست ..ما رای گیری را تحریم نمیکنیم .ما فقط در انتخاباتی شرکت خواهیم کرد که کاندیدای محبوبمان را وادار به عقب نشینی نکرده باشند...

 

در ساعت روز
اقايان موسوي وكروبي شما داريد دل جوونهامون را مي شكنيد كاري نكنيد كه به نفرين اين دل شكسته ها دچار شويد.

 

در ساعت روز
دلم گرفته از این روزها دلم تنگ است -میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است

 

در ساعت روز
اگر خاتمی رو دوست داری به عقیده اش احترام بگذار اگر او امروز این راه را انتخاب کرده است تو هم به دنبالش برو اگر او از میر حسین حمایت کرده است بدان که بیشتر از ما میداند و دشمنان اصلاحات را بهتر از من و تو دشمن دارد پس بیایید برای پیروزی تلاش کنیم شاید خاتمی به عنوان یک رهبر بزرگ و میر حسین به عنوان رییس جمهور بهتر بتوانند به اهداف بزرگ این ملت جامه عمل بپوشانند. خاتمی نمی خواهد آزارو اذیت اصلاح طلبان بار دیگر پس از پیروزی او آغاز شود و پیروزی میر حسین می تواند دهان یاوه گویان و مدعیان اصول گرایی را برای همیشه گل بگیرد پس همه با هم برای گل گرفتن دهان مدعیان اصول گرایی با خاتمی همراه شویم نه با دلمان یا علی مدد

 

در ساعت روز
با سلام من 16 سال دارم و ایران را با آفای خاتمی دوست دارم. هر چند در ایران نیستم ولی به امید جناب خاتمی دوری از وتن را تحمل میکنم. من به آفای خاتمی افتخار میکنم و می خواهم به ایشان بگویم که با جان و دل دوستش داریم.

 

در ساعت روز
khatami jan beman ke ma hame poshte to hastim... dele ma rai avalia ro shad kon.

 

در ساعت روز
من با نظر دوستانی که با به تصمیم خاتمی احترام می گذارند موافقم.اجازه بدهیم بلوغ سیاسی هم در ما نمایان شود.به نظر می رسد احترام به و پیروی از تصمیم خاتمی - به هر عنوانی (که باور داریم منطقی است) - و نه فقط امروز که هنوز چند صباحی به انتخابات باقی است راه ما را برای رسیدن به بلوغ هموار می کند.

 

ارسال نظرات

 



 


موج سوم از باز نشر مطالب خود با ذکر منبع استقبال می‌کند
mowj.ir © 2008