مهمترین پیام حضور خاتمی و کنارهگیری او پیام اخلاقمداری در سیاست بود و اینکه سیاست فقط حضور در قوه اجرایی نیست و زمانی فرا میرسد که پیام یک کنارهگیری از حضور در قدرت بالاتر است. اقدام خاتمی برای من یادآور خاطرهای بود که توجه به آن جالب است.
به عنوان ناظر بینالمللی در اولین انتخابات آفریقای جنوبی که در اوایل دهه گذشته و بهدنبال تحولات آن روز جهانی برگزار شد حضور داشتم. از آن انتخابات خاطرات جالبی به یاد دارم از جمله آنکه در آن روزگار آفریقای جنوبی 32 میلیون جمعیت داشت و هشت میلیون آن سفید بودند که خود را مالک همه آن سرزمین بزرگ و زیبا میدانستند و مابقی که جمعیت و از ساکنان اصلی و واقعی آنجا را شامل میشدند سیاهپوستانی بودند که درحاشیه شهرها و درشرایط هولناک زندگی مینمودند و البته بخشی نیز رنگینپوست بودند که وضعی مشابه داشتند. ناظران سازمان ملل که برگزاری انتخابات نیز بر عهده آنان بود، کل کشور را بر اساس تقسیمات جغرافیایی میان ناظران تقسیم نمودند. من و تعدادی از آنها که اکثرشان از دیپلماتها و چهرههای سیاسی و اجتماعی از کشورهای مختلف بودند در بندری به نام الیزابت مستقر شدیم. بندری بسیار زیبا که هیچ سیاهی اجازه ورود و حق قدم زدن و یا ساکن شدن در آنجا را نداشت. سیمهای خاردار و موانع فراوانی اجازه ورود سیاهان را نمیداد. سیاهان خود نیز به این شرایط عادت کرده بودند و اصولاً خود به سوی آن مناطق نمیآمدند.
درحدود دو هفتهای که این کشور دوران گذار و شرایط بیدولتی را میگذراند مقامات سازمان ملل و ناظران بالاترین مرجع تصمیمگیری بودند و در کلاسهای توجیهی که برای ناظران تشکیل شد به ما توصیه کردند که سیاهان را تشویق کنیم که به شهر بیایند و حضور خود را کم کم عادی جلوه دهند تا سفید و سیاه با هم و در کنار هم زندگی کنند و از هم نترسند و به مرور نفرت آنان از یکدیگر پایان پذیرد تا بتوانند به عنوان یک ملت در کنار هم یک هدف را دنبال کنند.
برای من این سوال جدی وجود داشت که چگونه ممکن است سیاه و سفید در کنار هم و با یک هدف زندگی کنند و به هم علاقمند شوند و یکدیگر را هموطن صدا کنند. تلخترین خاطره من در آن سفر وقتی بود که یک جوان سیاهپوست که بسیار هم روشنفکر و اهل مطالعه بود را به هتل محل اقامت دعوت نمودم و او با تعجب گفت نه ممکن نیست، ما اجازه نداریم حتی به اطراف آن هتل بیاییم نه! نه! نه! غیرممکن است. سیاهان شرایط جدید را نمیتوانستند باور کنند. اما این اتفاق افتاد و با نقشآفرینی ماندلا همه چیز تغییر کرد. ماندلا در دو مرحله به ترویج دوستی و اخلاق در کشورش کمک کرد و یک کار غیرممکن را با رفتار اخلاقی خود ممکن ساخت وث ابت کرد که اگر اخلاق به سیاست اضافه شود، خیلی از ناممکنها ممکن میشود.
اول: ماندلا اعلام کرد برای بهدست آوردن آینده دوستداشتنی سفیدان را خواهد بخشید و هرگز به مجازات آنان فکر نمیکند. در دیداری که شخصاً با ماندلا داشتم از جملات بهیاد ماندنی وی حرفهایی بود که او در آنها از گذشته یاد نمیکرد و از آینده سخن میگفت. میگفت اگر آنها را نبخشیم چگونه با هم زندگی کنیم. در آن روزها که نظام فکری دوقطبی بر سیاست و اخلاق سیاسی در جهان حاکم بود حرفهای ماندلا فهمیده نمیشد. و حتی برای خود آفریقاییان این ادبیات قابل فهم نبود، دو حزب ANC و PAC احزاب مبارزی بودند که سالها مبارزه کرده بودند و آن روز قصد انتقامگیری داشتند، اما ماندلا بالای سر همه آنها به گونه دیگری نگاه کرد و نگاه اخلاقی ماندلا بود که جامعه مدنی جدید آفریقای جنوبی را جایگزین نژادپرستی نمود.
دوم: ماندلا به زودی به قدرت بزرگ و کاریزمای ملی آفریقای جنوبی تبدیل شد، بهگونهای که نه فقط سیاهان بلکه سفیدپوستان نیز از عمق جان به او احترام گذاشتند و نه فقط آفریقاییان که جهانیان او را ستودند که او برای انسان و برای انسانیت و برای آزادی و توسعه جامعه مدنی خود را کنار کشید و اجازه نداد که حضور او مانع شکلگیری جامعه مدنی در آفریقای جنوبی بشود و ماندلا بدون آنکه خود بخواهد نقش اخلاقی بینظیری را در جامعه سیاسی آفریقای جنوبی بازی کرد، اکنون ماندلای پیر در نزد مردم آفریقای جنوبی و در چشم جهانیان به نماد اخلاقی دوران پس از جنگ سرد تبدیل شده است. و این روزها در ایران خاتمی به چهرهای با مرام و شخصیتی اخلاقی که در خلوت دلمشغولیهای خود تصمیم سختی را گرفت، تصمیمی که بنا ندارم آن را تحلیل کنم که خود ملت ایران جواب دهها سوال خود را در این تصمیم و در کنار کشیدن از صحنهای که حتی رقبای او پیروزی او را جدی میپنداشتند پیدا خواهند کرد.
نکتهای که بعد از این مقدمه میخواهم روی آن تأکید کنم آن است که خاتمی با مرام و منش خود ثابت کرد که برای دفاع از حقوق مردم و حقوق شهروندان هم حاضر است به صحنه بیاید و از جان و آبروی خود نیز مایه بگذارد و هم زمانی که شرایط اقتضا کند صحنه برنده را ترک نموده و کشور را برای احتمالات مناسب مهیا سازد.
آنچه در این چند ماه گذشت بسیار عبرتآموز بود، هدف خاتمی ایجاد تغییر در شرایط سیاسی و مدیریتی کشور بود و ایفای مسئولیت و نقشی که مردم از او انتظار داشتند، اما کسانی که آمدن او را با بداخلاقی به چالش میکشند و با تهدید به خشونت، فضای جامعه را نگران میکنند گمان نمیکردند که او راه را بر خشونتطلبان اینگونه میبندد اکنون خاتمی با کنارهگیری از صحنه انتخابات راه روشنی را در مقابل اصلاحطلبان باز نموده است. اکنون روسیاهی به ذغال مانده است. یک خاطره خوش در تاریخ سیاسی ایران باقی ماند که هنوز هم کسانی پیدا میشوند که ماندگاری اخلاق در جامعه را اولویت میدهند و برای ترویج صداقت، فداکاری میکنند.
منبع: جمهوریت















